رفتیم مرنجاب
جاتون خالیییییییییییییییی
رفتیم مرنجاب
هم رفتن خوببود
هم تو اتوبوس
هم سروی های متعدد بهداشتی
هم کویر بارون زده
هم رمل های سر به فلک کشیده
هم دریاچه ی زیبای نمک
هم برگشت
هو بازم تو اتوبوس
و هم....
بازم دوست دارم برم...!
♥سکوتی محض در انتهای کویر خیال من♥
جاتون خالیییییییییییییییی
رفتیم مرنجاب
هم رفتن خوببود
هم تو اتوبوس
هم سروی های متعدد بهداشتی
هم کویر بارون زده
هم رمل های سر به فلک کشیده
هم دریاچه ی زیبای نمک
هم برگشت
هو بازم تو اتوبوس
و هم....
بازم دوست دارم برم...!
تکلیف ما هم روشن شه
خیالمون راحت شه
خودمون میدونیم و خدای خودمون...
داره بارون میاد
کوچه بازم لبریزه احساسه
هنوزم نم نم بارون
صدای مارو میشناسه
همین دیروز بود انگار
تو با من تو همین کوچه
میگفتیم زندگی وقتی تو با من نیستی ...
آهای بارون پاییزی
کی گفته تو غم انگیزی
تو داری خاطراتم رو
تو ذهن کوچه میریزی
آهای بارون پاییزی
ولی حالا اومدم بنویسم که یهو نظرتو دیدم ...هنوزم میام دیدن وبلاگت...؟؟؟
ی مشکل بزرک اینکه نشناختمت؟؟؟؟!!! کمکم کن...ok؟
بگو ی روز از این خونه میرن
بگو با شعله بستن رو ی کشتی
نمیتونن ی دریا رو بگیرن...
نه نمیتونن...!
هرچی میخوام از کار بگم نمیشه...شاید به قول یکی از همکارا از بدیهای من میتوان به خودخوری اشاره کرد...به درون ریزی!!!